وخستگی...

خرید بک لینک

خب ..فکرشو نمیکردم اولویت سومم قبول بشم...وحالا که قبول شدم مسلما باید خوشحال باشم

ولی ...خوشحالیش شاید فقط واسه نیم ساعت بود و حالا دیگه هیچ حسی ندارم جز یکم نگرانی...

وخستگی....وخستگی...وخستگی...واینکه چقدررر زیاد گاهی آدم حس میکنه جزخدا هیچ کسیو نداره

به این معنی که گاهی ازدست هیچکس هیچکاری ساخته نیست جزخودش...خودخدا...وهرچه زندگی جلوتر میره بیشتر وبیشتر به این نتیجه میرسم که عبور کنم ازحرف آدمها ،از سنگایی که جلو پات

میندازن ...که ذره ای اهمیت نداره چی میگن و چیکار میکنن اگه تو دلت رو فقط به خدا خوش کرده باشی...همین.


پ.ن:شاید هیچکس دقیق ندونه من توچه وضعیتی بودم امسال و چقدر تونستم درس بخونم

و موقع کنکور دادن خودمو واسه چی آماده کرده بودم...حتی ازمون عملی که رفتم دادم ،کارای بقیه رو که میدیدم ،هی ته دلم خالی میشد باز میگفتم نه مهم نیس..تو تاجایی که تونستی تلاش کردی ..هرچی خدابخواد همون میشه...

وهمه چی عکسِ چیزی شد که فکر میکردم....همین الان هم که میگم نگرانیه هست ...بازبخودم میگم

نگران چی هستی اخه؟؟ مگه نه اینکه هرچی خدا بخواد همون میشه؟؟وهرچی که بخواد تو باید راضی باشی بهش؟؟؟...وته ش میشه اینکه نگرانیه خیلی کم میشه ویجورایی آروم میگیری...


وخستگی......

ما را در سایت وخستگی... دنبال می‌کنید

برچسب: بیحالی وخستگی,کسالت وخستگی,تب وخستگی,دلتنگی وخستگی,ضعف وخستگی,بارداری وخستگی, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 20:46

صفحه بندی