پ.ن: خواب دیدم مامان مُرده ...وازخواب پریدم ودیگه خوابم نرفت ....
بعداز دوهفته تازه فهمیدم وقتی من اومدم ، مامان گریه کرده :-(
منم تو راه ،دورازچشم بابا اشک ریخته بودم
وهمچنان برای مامان مینویسم ،"دلتنگی بی معنیه" ویه استیکره لبخند و اشکی که توچشمم جمع میشه
یه شب توخوابگاه با بچه ها حرف میزدیم ،میگفتن تو دلتنگ نمیشی؟ گفتم ببین وقتی تو سعی میکنی
بپذیری هیچوقت هیچکس تا همیشه کنارت نیست ، خودبخود آروم میشی ، گفت ولی تو حین گفتن
این جمله هم بغض داری ...گفتم اخه پذیرفتن این جمله اصلا راحت نیس...تلخه بپذیری تنهایی رو
بپذیری تنها اومدی ،تنها هستی و تنها میری ، ولی باید بپذیری .....
+من گریه و یه کوچولو بزرگ شدن، وکم کم آروم شدن رو به لبخندی که یروز بطور کاملا ناگهانی میشه اشک و اونقدر کوچیکی که توان هضم اون اشک ناگهانی که جای لبخندت رومیگیره نداری ،ترجیح
میدم ، از دلخوشی های کوتاه مدت خوشم نمیاد ، وقتی سوال وجواب کنارهم باشه توچه زحمتی
میکشی که به جواب برسی؟؟ درد نمیکشی ، اشک نمیریزی ، ولی بالاخره یروز پیش میاد که
صورت مساله هست وجوابی واسش نیست ،اونوخت اونجا میخوای چیکار کنی؟؟
شکسته بشی؟؟من دوتا دخترعمو داشتم اینجا زندگی میکردن ،هردوهفته برمیگشتن شهرخودمون
خونه مامانشون ،اونقدر اومدن ورفتن تا بالاخره نقل مکان کردن به یه شهر نزدیکتر ...که راحت تر
رفت وآمد کنن به خونه ی پدریشون ...برای من مفهوم نیس ، سنجیده نیس این کار ..با خط کش من
اینکار ، تو رو وابسته تر میکنه ،نیازمند تر ،و ضعیف تر ...برای من اینکه بگی تا جوابی آماده هست
زحمت حل مساله رو بخودم نمیدم ، معقولانه نیست ، چون سیستم زندگی اصلا جوری نیست
که تا ابد جوابی آماده برای چالش هات واست بذاره ...اون درد رو ،زحمت رو همه بالاخره یه نقطه
از زندگیشون میکشن...از نظرمن هرچه زودتر ،بهتر ...تا جایی که بتونم حتی اگه جوابی آماده باشه
خودم سعی میکنم باخودم حل کنم صورت مساله رو ،و سراغ جواب نرم....
ما را در سایت وخستگی... دنبال میکنید
برچسب: گر به تو افتدم نظر طاهره,گر به تو افتدم نظر,گر به تو افتدم نظر نامجو,گر به تو افتدم نظر فریدون فروغی,گر به تو افتدم نظر دانلود,گر به تو افتدم نظر چشم,گر به تو افتدم نظر متن,اهنگ گر به تو افتدم نظر,تصنیف گر به تو افتدم نظر,دانلود گربه تو افتدم نظر محسن نامجو, نویسنده: بازدید: 40